دو ماهگی گل پسری...
دهم آذر 90
رادین جوونم،دیروز دو ماهگیت تموم شد و وارد ماه سوم زندگی قشنگت شدی عزیزم.![]()
امروز صبح با باباجون بردیمت مرکز بهداشت (کادووس) برای تزریق واکسن دو ماهگی.
قبل از رفتن هم بهت قطره استامینوفن بهت دادم که کمتر اذیت بشی.خلاصه توی بغل بابا جون، یه قطره فلج اطفال خوردی و یه واکسن هپاتیت به پای راستت و یه واکسن سه گانه به پای چپت تزریق کردن
که بعد از هر تزریق از ته دل گریه کردی.
الهی مامان برات بمیره....... اما خوب چون برای سلامتیت بوده بازم خوشحالم که ایمن میشی.
مامانی زری هم از دیشب به خاطر واکسن شما اومده بود خونمون.
قطره ات رو هم هر 4 ساعت بهت دادم
و برات کمپرس سرد گذاشتم، اما ظهر پات درد گرفته بود و حسابی گریه کردی ولی خدا رو شکر زود خوب شد و بعد از ظهر هم یه کم تب کردی
و قطره که خوردی قطع شد.خدا رو هزار مرتبه شکر![]()
امروز کلا رو پای مامانی زری بودی
و کلی بهت خوش گذشت تا ساعت 1:30 شب و از اون موقع تا 4 صبح هم رو پای مامان بودی عزیزم.
الهی که هیچ وقت مریض نشی گل مامانی و بابایی.
اینم عکس های گل پسرم بعد از واکسن....





دو ماهگی گل پسری...
